تبلیغات
***سهیل غزنوی***Sohail *** - اثبات وجود خداوند متعال
وجود خداوند سبحان یکی از حقایق بزرگ و روشنی است که فطرت، عقول و بصیرتها بر آن دلالت دارند و سه منبع دانش، وحی و تاریخ نیز ما را به سوی آن راهنمایی می کند.

در هر عصر و زمان فقط کسانی در باره وجود خدا مجادله کرده‌اند که شهوات و غرایض دنیوی بر آنان غالب بوده است. بنا به تعبیردانشمندان روان شناس، الحاد و انکار خدا نزد این گروه از انسانها یکی از حیله‌ها و دسیسه‌هایی است که دلالت بر عدم شعور و درک صحیح می‌کند. به همین خاطر بوده که پیامبران الهی در هیچ حالتی دست از اثبات وجود خدا برنداشته و تلاش می‌کردند تا ایمان به خدا را از هر نوع شرکی پاک کنند.

اما به هر حال برای مقابله با کسانی که در باره وجود خدا، مجادله می‌کنند و سعی در شبهه‌افکنی درمیان انسان‌ها دارند، لازم است مقداری در این موضوع مطالبی نگاشته شود تا اینکه ایمان به خدا بر اساس عقل استوار، پایه ریزی شود. اگر چه همه چیز در کاینات نشانه‌ای از وجود خداست که نیازی به آوردن دلیل هم نیست. به قول شاعر:
آفتاب آمد دلیل آفتاب....
اما دلایل و براهینی که مومنین برای اثبات وجود خدا در پاسخ  ملحدین ارایه می‌کنند مختصراً عبارتند از:

1- دلیل فطرت
اولین دلیل بر وجود خداوند متعال، فطرتی است که در وجود انسان است. این فطرت، ضمیری است پوشیده اما دارای بصیرت و آگاهی که هر زمان انسان فطرت خود را سالم گردانیده و تزکیه نماید، پرده از روی حقایق برداشته می‌شود و انسان، شعور پیدا می‌کند و باور و عقیده به وجود خدا اقطار درونش را فرا می‌گیرد. او این طور احساس می‌کند که از آنجایی که وجود خدا ظاهرتر و روشن‌تر از هر چیز دیگری است لذا نیازی به دلیل ندارد.
از عارفی سئوال شد: خدایت را به چه چیز (چگونه) شناختی؟ جواب داد: خدایم را به واسطه خدایم شناختم. درباره این معنا (وجود خدا) ابن عطاء الله اسکندری می‌گوید: خدایا چگونه بر تو استدلال می‌شود به چیزی که در وجود خود به تو نیاز دارد؟!
به طور کلی باید گفت: آنچه که بدون برهان و مقدمات منطقی به انسان یاد می‌دهد که2=1+1، همان نیرو به او یاد می‌دهد که برای او خدایی است که انسان از او بی‌نیاز نیست، یعنی بدون نیاز به استدلال و انتقال از معلوم به سوی مجهول و از مقدمات به سوی نتایج می‌توان پی به وجود خدا برد.


2- دلیل خلقت
منظور از خلق، ایجاد نمودن و به وجود آوردن است. یعنی پدید آوردن چیزی از عدم به وجود. مانند آفرینش زندگی و حیات در کاینات و جهان زنده. 
در اینجا باید دید چه کسی خلق کننده حیات بر روی زمین است؟ چه کسی خالق این انسان عاقل است؟ آیا زندگی و پیدایش انسان و پیدایش موجودات ریز و درشت بدون پدید آورنده ممکن خواهد شد یا اینکه لازم است آفریننده‌ای آنها را بوجود آورده باشد و این آفریننده چه کسی می‌تواند باشد؟ آیا نظر ملحدین در باره پیدایش مرحله اول حیات بر روی زمین چیست؟ پیدایش حیات از یک مادۀ کور و بی‌شعور که مادیین بدان معتقدند، یک اندیشه بسیار غلط و واهی است. نظریه آنان مصداق این بیت است که:   
وبات یقدح طول الیل فکرته                و فسّر الماء بعد الجهد بالماء
فکر او همواره بر طولانی بودن شب اشکال می گرفت
و بعد اززحمات زیاد آب را با آب تفسیر کرد


3- دلیل مساوات و هماهنگی
یکی دیگر از دلایل اثبات وجود باری‌تعالی نظم و هماهنگی‌ای است که در مخلوقات مشاهده می‌شود. خداوند بعد از خلقت موجودات آنان را به صورت منظم و با فعالیتی هماهنگ ترتیب بندی نمود.
این مساوات و نظم به طور عموم در همه اجزای کاینات موجود است اما در موجودات زنده و انسان بطور خاص مشاهده می‌شود.
اگر از بحث طبیعت و حیوانات و آنچه که در رابطه با وضعیت آنان است بگذریم و به قضیه انسان بپردازیم، در ساختار وجودی او علامات و نشانه‌های هماهنگ را به مراتب واضح‌تر خواهیم دید.
در وجود انسان یکسری خلقت‌ها و ممیزات مادی و روحی عطا شده است که او را برای ادای وظیفه‌اش یاری می‌کنند. اگر به ساختار بدنی انسان نظر بیفکنیم چنان عظمت و هماهنگی‌ای را مشاهده می‌کنیم که این زیبایی خلقت، عقل را حیران و زبان و گفتار و قلم را وادار به ستایش و تمجید می‌کند.
انسان خلاصه‌ای از نظام کاینات است. چنان‌که حضرت علی – رضی‌الله‌عنه- می‌فرماید:
و تظن أنک جسم صغیر                      و فیک انطوی العالم الاکبر
و تو گمان می‌کنی( ای انسان) که جسمی کوچک هستی 
در حالی که در وجود تو جهانی بس بزرگ نهفته شده است.


4- دلیل تقدیر
تقدیر یعنی خلق کردن هرچیزی به اندازه و مقداری مشخص، به طوری که با زمان و مکان مطابقت داشته باشد. مثلاً آب را خداوند طوری آفریده است که نه از نیاز کمتر است که قحطی به‌بار آورد و نه بیشتر از نیاز که باعث غرق شدن و زیر آب رفتن موجودات دیگر بشود. قرآن کریم در این رابطه می‌فرماید: «وأنزلنا من السماء ماءً بقدر». و فرو فرستادیم از آسمان آب را به اندازه.
خورشید را آن‌چنان زیبا خلق کرده است تا در طول حیات، وظیفه  روشنی و حرارت خود را اداء کند. این خورشید طوری آفریده شده که در یک مدار محدود، به سوی مرکز خود در حرکت است به طوری که با ستارۀ دیگری برخورد نمی‌کند. نه آن اندازه به زمین نزدیک است که زندگان را بسوزاند و نه آن قدر دور است که حرارت و روشنایی آن به زمین نرسد.
خلاصه اینکه هر انسانی در هر عصری که قدرت تامل و ادراک فطری را داشته باشد می‌فهمد که همه چیز در این جهان با حساب و اندازه خلق شده است که امروزه دانش جدید با ابزار پیشرفته خود به میدان آمده و هر روز چیزی تازه را در نظام گسترده کائنات کشف می‌کند.


4- دلالت وحی 
یکی دیگر از دلایل وجود خدای سبحان، آمدن پیامبران خدا از عهد آدم تا حضرت محمد صلی‌الله‌علیه‌وسلم می‌باشد. در اینجا از نشانه‌های روشن این قضیه این است که این فرستادگان علیرغم ضعف در قدرت تعداد کم پیروان و نیز نیرومندی دشمنان‌شان، اما باز هم بر دشمن پیروز شده، نام آنها در میان مردم جاویدان ماند و مخالفین‌شان به هلاکت رسیدند.
پیروان آنان در زمین جای گرفته و تبدیل به پیشوا و رهبر شدند. به مرور زمان از نشانه‌های پیامبران، نشانه‌ای جاویدان و همیشگی باقی ماند که آن نشانه جاوید، کتاب خدا "قرآن کریم" است، کتابی که باطل به هیچ وجه در آن راه ندارد. این کتاب دلیلی است بر وجود خدای سبحان. هر زمان که علم پیشرفت کرده و معارف بشری وسعت پیدا کرده است به همان اندازه دانشمندان از این قرآن، اسرار و گنجهایی را کشف نموده‌اند.
به راستی که رسالات آسمانی نشانه‌ای است از نشانه‌های وجود خدای سبحان و وحدانیت او. 
و این از رحمت خداست که به آنچه در فطرت و عقول و درآفاق و انفس به ودیعت گذاشته اکتفا ننموده بلکه پیامبران خود را با دلایل روشن به سوی بشریت فرستاد تا مردم را به سوی راه راست و سالم هدایت کنند.


5- دلایل تاریخ
بالاتر از همه دلایل گفته شده- از حیث قدمت- برای اثبات وجود خدا، دلالت تاریخ است. کسی که تاریخ را مطالعه کند می‌بیند که جماعات بشری در تمام اقلیم‌های گرم و سرد، از مرد و زن و سیاه و سفید در مناطق مختلف و از طبقات مختلف در زمان‌های قدیم و جدید به شکلی از اشکال به خدا ایمان داشته‌اند.
"برگسون" یک فیلسوف فرانسوی می‌گوید:« در گذشته انسان‌های بدون علوم، فنون و فلسفه، وجود داشته‌اند ولی هیچ وقت جماعاتی از انسان‌ها که فاقد دیانت باشند دیده نشده است که تمامی این جماعات بشری در طول تاریخ به وجود خدای سبحان که قابل پرستش و تعظیم است معتقد بوده‌اند. انحراف بعضی انسان‌ها در رابطه با تصور الوهیت نه تنها با حقیقت وجود خدا منافات ندارد بلکه مُهر تاییدی است بر آن.
به همین خاطر مهم‌ترین کار انبیاء در طول تاریخ، راست نمودن این انحراف و تصحیح ایمان و خارج کردن انسان‌ها از شوائب بت‌پرستی و خرافات بوده است.
حقیقتاً باید گفت؛ تجارب، همانند واقعیات، تماماً بر اصالت ایمان به وجود خدا گواهی می‌دهند.  "استاد عقّاد" دانشمند مشهور می‌گوید: تجارب تاریخ در تمام حرکات تاریخی، اصالت دین را برای ما مقرر کرده است و هیچ کس نمی‌تواند این گمان را بکند که عقیده دینی چیزی است که انسان‌ها می‌توانند آن را الغاء کنند و یا فرد می‌تواند از آن بی‌نیاز باشد، تاریخ این را ثابت می‌کند که هیچ عاملی از عوامل حرکات انسانی، اثری قوی‌تر و بزرگتر از عامل دین نداشته است و مرجع دینی به رابطه میان انسان و تمامی کاینات بر می‌گردد.
خلاصه اینکه تمام دلایل گفته شده و هزاران دلیل دیگر، وجود ذاتی صانع، مقتدر و حی و قیوم را به اثبات می‌رساند. اگر چه او چنان ذاتی است که برای اثبات خود نیاز به هیچ دلیلی ندارد زیرا  او منبع و خالق تمام دلایل و شواهد است.