تبلیغات
***سهیل غزنوی***Sohail *** - تفاوت زن و مرد از نظر روانشناسی

تفاوت زن و مرد از نظر روانشناسی

گاهی از وجود تفاوت های فردی بین انسان ها، چه كودكان و چه بزرگسالان، به اندازه خلقت انسان قدمت دارد. زیرا انسان های اولیه زمانی كه در غارها یا جنگل ها زندگی می كردند، از متفاوت بودن یكدیگر كاملاً آگاه بودند، بدین صورت كه وقتی به هم می رسیدند بلافاصله زور بازوی یكدیگر را تخمین می زدند؛ اگر طرف مقابل را ضعیفتر از خود می یافتند فوراً طعمه اش را از دستش می گرفتند و برعكس، اگر در می یافتند كه حریف پنجه پر زورتر از آنها دارد، فوراً از سر راهش كنار می رفتند.

اگر تاریخ را ورق بزنیم در هیچ دوره ای نخواهیم دید كه انسان ها خواه به صورت رسمی و خواه به صورت غیر رسمی، اعضاء جامعه خود را گروه بندی نكنند و برای هر گروه ویژگی های خاص قائل نشوند. در ادبیات كهن و واقعاً غنی سرزمین خود نیز می بینیم كه مسئله تفاوت های فردی مطرح بوده و از همه كس انتظارات یكسانی نداشته اند.

هر كسی را بهر كاری ساختند میل آن را در دلش انداختند / مولوی

علاوه بر تفاوت های فردی بین انسان ها به طور كلی، و بین زن و مرد نیز به طور اخص تفاوت های بارز چشمگیری از نظر جسمانی و روانی وجود دارد و همین امر توجه متخصصین و صاحب نظران را به خود جلب كرد و نقطه عطفی در باب انجام مطالعات در مورد زن ها و مقایسه آن با مردها شد. مطالعه جنسیت و تفاوت های جنسی همواره مورد توجه و علاقه پژوهشگران بوده است. روان شناسان در بررسی تفاوت های جنسی توجه خویش را به زنان معطوف كردند، اما چون بیشتر این پژوهشگران مرد بودند به طور طبیعی فعالیت های پژوهشی آنان نیز متأثر از جهت گیری های جنسی آنان بود.

در این پژوهش ها دانشمندان بر این باور بودند كه عالی ترین قابلیت های ذهنی در قطعه پیشانی مغز است. در پژوهش های آن زمان نیز به این موضوع تأكید می شد كه مردان قطعه پیشانی بزرگتری نسبت به زنان دارند. اما چند سال بعد، دانشمندان به این باور رسیدند كه عالی ترین قابلیت های ذهنی نه در قطعه پیشانی كه در قطعه آهیانه ای مغز است. ناگهان در نهایت شگفتی و برخلاف یافته های پژوهشی پیشین، پژوهشگران پی برده اند كه قطعه پیشانی زنان بزرگتر است، همچنین پژوهش ها نشان داد كه اندازه قطعه آهیانه مغز زنان نیز بزرگتر است.

دومین جنبه تفاوت های جنسی كه مورد توجه پژوهشگران پیشین قرار گرفت، مقیاس هوش بود. آنها معتقد بودند كه مردان از نظر بهره وری هوش در دو انتهای بالاتر و پائینتر منحنی زمان قرار دارند، در حالی كه تجمع زنان از نظر بهره هوشی، نزدیك به میانگین است. در صورتی كه تحقیقات بسیار متعدد و گسترده ای كه بعداً انجام شد نشان داد در عملكرد كلی هوش، تفاوتی بین زن و مرد نیست ولی در عملكردهای اختصاصی تفاوت وجود دارد.

تصورات قالبی و كلیشه ای در مورد زنان
باورهای قالبی، همانا ذهنیت های ایستا و ثابتی هستند كه پایه های عملی ندارند و مردم به مردان یا زنان نسبت می دهند، به عبارت دیگر مردم پیشاپیش ویژگی های خاصی را به دو جنس نسبت می دهند. امروزه در دانشگاه های برخی كشورها این باور رواج دارد كه زنان با مردان از لحاظ روان شناختی و فیزیولوژیكی تفاوت دارند. به علاوه تحقیقات امروزی نشان می دهد كه این باورهای قالبی از سال ۱۹۷۲ تاكنون تغییرات محسوسی نداشته است.

اكثریت مردم صفات زیر را از ویژگی های جنس زن می دانند:
محافظه كار و خویشتن دار
دلواپس عواطف و احساسات دیگران
دارای گرایشات دینی عمیق
میل به امنیت خواهی فراوان
تمایل و علاقه شدید به هنر و ادبیات
به سادگی، عواطف لطیف را به زبان آوردن

و خصوصیات زیر را به مردان نسبت می دهند:
بسیار مستقل است.
پرخاشگر و سلطه طلب است.
به سادگی تحت تأثیر قرار نمی گیرد.
عمیقاً شیفته ریاضیات و مقولات علمی.
در برابر بحران ها، خویشتنداری خود را حفظ می كند.
در بسیاری از زمینه ها فعال بوده و تمایلات رقابت جویی عمیقی دارد.
تقریباً بسان یك رهبر عمل می كند.
معتمد به نفس بوده و بسیار جاه طلب است.
عمیقاً به آداب و شیوه های جهان آگاه است.


برخی كلیشه ها نه تنها در قیاس با سایر فرهنگ ها متفاوت است بلكه این موضوع در میان نژادها و طبقات اجتماعی نیز تفاوت دارد. مثلاًً كلیشه هایی سفید پوستان و رنگین پوستان متفاوت هستند. روان شناسانی چون «لاندرین»، با توجه به تحقیقاتی كه انجام داده اند به نتایجی نیز دست یافته اند. مثلاً وی زمانی كه زنان سفید پوست را با زنان سیاه پوست مقایسه می كرد به كلیشه های چون وابستگی بیشتر، احساساتی بودن بیشتر و هوشمندی بیشتر دست یافت در صورتی كه زنان سیاه پوست را خرافاتی و ستیزه جو یافت.

دیدگاه های كلیشه ای راجع به مردان
همانطور كه در مورد زنان كلیشه هایی رواج دارد، این مسئله در مورد مردان نیز صدق می كند. ویژگی های ایده آل اجتماعی مردان باید شامل صفاتی چون پرخاشگری، استقلال و خودكفایی، غیر احساسی بودن و اعتماد به نفس باشد.

پژوهش های انجام شده نشان می دهد كه چهار عامل اصلی در پایداری باورهای قالبی در مورد مردان نمود آشكار دارند:
۱) مردانگی طلب می كند كه هرگونه خصوصیات زنانه از مردان دور باشد.
۲) مردان باید نماد «چرخ بزرگ» باشند. مرد باید كامیاب شود و همگان به دیده احترام به او بنگرند و نان آوری بزرگ باشد.
۳) مرد باید نماد اعتماد به نفس، نیرومندی و خود اتكایی باشد.
۴) مرد باید پرخاشگر و قدرتمند باشد و از ابراز خشونت و جسارت ابایی نداشته باشد.

تغییرات نقش های مردان
القائات گذشته با هنجارهای امروزی مردان متفاوت است. در گذشته مرد ایده آل كسی بود كه قدرت پرخاشگری داشته باشد. لیكن امروز این صفت سرزنش می شود، به علاوه در گذشته مرد می بایست در فضای كاری، قاطعیت و خشونت از خود نشان دهد، لیكن امروزه هنر در این است كه شخص هر چه بیشتر با همكاران خویش هماهنگ و همسو باشد.

نقش های سنتی مردان توسط جامعه شناسان و انسان شناسان مورد مطالعه قرار گرفته است. امروزه اوضاع دگرگون شده است، زیرا كار كردن در كارخانجات و شركت ها و موفق شدن، مستلزم ویژگی هایی می باشد كه به جای زورمندی محتاج ظرافت و هوشمندی است. مرد امروزی باید به طور مطلوب با همكاران خویش تعامل داشته باشد و با مساعدت آنان به اهداف عالیه خویش برسد. به علاوه مردان امروزی باید خویشتن دار باشند، لیكن باید حساسیت های عاطفی خویش را نیز ابراز نمایند.

مقایسه روان شناسی زن و مرد
گوهر وجودی زن و مرد یكی است، هر دو انسانند و طبیعتاً با یكدیگر شباهت های بسیار دارند، ضمن آنكه در مواردی با یكیگر تفاوت دارند. متأسفانه پژوهش ها و گرایش های علمی بیشتر به تفاوت های زن و مرد، و نه بر شباهت های آنها تكیه دارد. افزون بر آن جنس زن و مرد در پاره ای از ویژگی ها همپوشی های زیادی را نشان می دهند كه در این مورد باید به توزیع فراوانی این ویژگی ها در دو جنس توجه كرد و دریافت كه میانگین نمره های هر گروه در مقایسه با دیگری در آزمون های مربوطه چه میزانی است